به وقت سنگسر
یکشنبه 18 شهریور1386
چرا مردم به سينما نمي روند ؟
دوست خوب وبلاگ نويسمان عليرضا با طرح اين سوال آشنا به دنبال راه چاره اي مي گردد . البته نمي دانم چرا دچار اين دغدغه شده است . اما هر چه باشد سينما يک صنعت ملي است و بايد حفظ شود .
در پاسخ به اين پرسش شايد بهتر باشد شکل آن را دگرگون کنم : چرا مردم بايد به سينما بروند ؟
اين پرسش به خودي خود پرسشهاي ديگري را ايجاب مي کند .
1-آيا مردم به سينما رفتن نياز دارند ؟
مثلا همانطور که به غذا و پوشاک نيازمند مي شوند ، سينما هم در سبد نيازهايشان جاي دارد ؟
وقتي احساس نياز نمي کنند ، زور که نيست . بروند سراغ آنها که تشنه ي سينما هستند .
2-آيا مردم وقت فراغت دارند ؟
سينما رفتن فراغت مي خواهد . وقتي بسياري از مردم ، 25 ساعت از 24 ساعت شبانه روز را صرف دوندگي براي کسب چند مشت ريال مي کنند تا خرج نيازهاي کاذب و غير کاذبشان کنند ، آيا فرصتي مي ماند تا صرف سينما رفتن شود ؟
3-به فرض که مردم به سينما احساس نياز کنند و وقت فراغت هم داشته باشند ، اما آيا سينماي درحال احتضار ما مي داند مخاطب شناسي يعني چه ؟ و مخاطب ايراني چه نوع مخاطبي است ؟
آيامي داند طيف متنوع سينمادوستان چه مي خواهد ؟ذائقه آنها را مي شناسد و ميداند نياز امروزشان چيست ؟ يا هنوز در روياهاي دور و دراز و نوستالژي ترحم بر انگيز خود دست و پا مي زند ؟
4-فرض کنيد مردم به سينما نيازمند باشند ، وقت فراغت هم به اندازه کافي موجود باشد ، و سينماي ما هم مخاطب خود را بشناسد ، اما آيا سالن هاي سينما از کيفيت مورد انتظار برخوردارند ؟
برخي از سالنها از فرط کهنگي بايد در زمره آثار ملي قرار بگيرند ، فضاسازي داخلي شان سه يا چهار نسل قبل را راضي مي کند ، کيفيت صدا و تصويرشان نيز قابل گفتن نيست ، صندلي ها حال و روز خوشي ندارند و هواي سالنها هم مانند برخورد بعضي از متصديان سينما ها چندان به دل نمي نشيند .
شما باشيد ،خدا وکيلي ترجيح نمي دهيد CD آن فيلم را از بازار تهيه و در خانه به تماشاي آن بنشينيد ؟
هر چند که CD هاي قاچاق نيز يکي ديگر از دلايل افت صنعت سينماي ماست .
فقط يکي از دلايل بالا براي فراري دادن سينما دوستان کفايت مي کند . اينها که مشت نمونه ي خروار است .
5-آيا براي رونق دادن به صنعت سينما رسانه هاي ديگر نظير تلويزيون ، راديو ، اينترنت و ... بايد تعطيل شوند ؟
خير- آنها نيز حق حيات دارند . اما اين سينماي ماست که بايد ظرفيت هاي منحصر به فرد خود را بشناسد و با بهره گيري ازآنها به را خود ادامه دهد .
يادش بخير آن دوستي که مي گفت : سينما ، سينماست !
در پاسخ به اين پرسش شايد بهتر باشد شکل آن را دگرگون کنم : چرا مردم بايد به سينما بروند ؟
اين پرسش به خودي خود پرسشهاي ديگري را ايجاب مي کند .
1-آيا مردم به سينما رفتن نياز دارند ؟
مثلا همانطور که به غذا و پوشاک نيازمند مي شوند ، سينما هم در سبد نيازهايشان جاي دارد ؟
وقتي احساس نياز نمي کنند ، زور که نيست . بروند سراغ آنها که تشنه ي سينما هستند .
2-آيا مردم وقت فراغت دارند ؟
سينما رفتن فراغت مي خواهد . وقتي بسياري از مردم ، 25 ساعت از 24 ساعت شبانه روز را صرف دوندگي براي کسب چند مشت ريال مي کنند تا خرج نيازهاي کاذب و غير کاذبشان کنند ، آيا فرصتي مي ماند تا صرف سينما رفتن شود ؟
3-به فرض که مردم به سينما احساس نياز کنند و وقت فراغت هم داشته باشند ، اما آيا سينماي درحال احتضار ما مي داند مخاطب شناسي يعني چه ؟ و مخاطب ايراني چه نوع مخاطبي است ؟
آيامي داند طيف متنوع سينمادوستان چه مي خواهد ؟ذائقه آنها را مي شناسد و ميداند نياز امروزشان چيست ؟ يا هنوز در روياهاي دور و دراز و نوستالژي ترحم بر انگيز خود دست و پا مي زند ؟
4-فرض کنيد مردم به سينما نيازمند باشند ، وقت فراغت هم به اندازه کافي موجود باشد ، و سينماي ما هم مخاطب خود را بشناسد ، اما آيا سالن هاي سينما از کيفيت مورد انتظار برخوردارند ؟
برخي از سالنها از فرط کهنگي بايد در زمره آثار ملي قرار بگيرند ، فضاسازي داخلي شان سه يا چهار نسل قبل را راضي مي کند ، کيفيت صدا و تصويرشان نيز قابل گفتن نيست ، صندلي ها حال و روز خوشي ندارند و هواي سالنها هم مانند برخورد بعضي از متصديان سينما ها چندان به دل نمي نشيند .
شما باشيد ،خدا وکيلي ترجيح نمي دهيد CD آن فيلم را از بازار تهيه و در خانه به تماشاي آن بنشينيد ؟
هر چند که CD هاي قاچاق نيز يکي ديگر از دلايل افت صنعت سينماي ماست .
فقط يکي از دلايل بالا براي فراري دادن سينما دوستان کفايت مي کند . اينها که مشت نمونه ي خروار است .
5-آيا براي رونق دادن به صنعت سينما رسانه هاي ديگر نظير تلويزيون ، راديو ، اينترنت و ... بايد تعطيل شوند ؟
خير- آنها نيز حق حيات دارند . اما اين سينماي ماست که بايد ظرفيت هاي منحصر به فرد خود را بشناسد و با بهره گيري ازآنها به را خود ادامه دهد .
يادش بخير آن دوستي که مي گفت : سينما ، سينماست !


